11 اردیبهشت اولین سالگرد دلارا دارابی – زندانی رنگ ها – ست . سال گذشته خبر تلخ و غیرمنتظره ی اعدام مشکوک او را از هنرمند گرامی آقای علیزاده شنیدم و سخت متاثر شدم . در بی گناهی ات شکی نداشته و ندارم . هنوز هم غمگینم از مرگ غریبانه و ناعادلانه ات ... تمام دیشب و امروز را به تو فکر می کردم و اینکه چگونه در تنهایی اعدام شدی و حتا فرصت نکردی آنهایی را که دوستشان داشتی درآغوش بگیری و ببوسی شان . به احساست در آن لحظات و افکاری که در سر داشتی ، به دردی که کشیدی و ضرب المثل معروف و مسخره ی « سر بی گناه بالای دار نمی رود !» ، در مورد تو که صادق نبود . اینکه آیا تو هم برای آخرین بار به من و بقیه ی دوستان چپ دستمان به شعرها و داستان های کوتاه و عاشقانه ای که می نوشتی و جملات طنزی که ورد زبانت بود و موجب خندیدن مان می شد و به مردم آزاری های به قول خودت باکلاسمان فکر می کردی یا نه . نمی دانم به فراموش شدن هم فکر کردی ؟ ... هیچ کدام از هم گروهی ها فراموش ت نکردند . دوست خوبی بودی دلارا ، روحت شاد مهربان .
.
.
کودکان جزیی از جامعه انسانی به شمار می آیند که همواره حقوقشان نادیده گرفته شده است و دردناک تر اینکه پایمال می شود , از ایران خودمان گرفته تا مدعیان دروغین حقوق بشر در اقصاء نقاط جهان . به امید توقف اجراي حكم اعدام کودکان زير 18سال .


